شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۰
هنرمندان آثار «اكبر رادی» را بررسی كردند
سیمین بهبهانی، بهزاد قادری، قطب الدین صادقی، عطاالله كوپال، صدرالیدن شجره در نشست تخصصی و پژوهشی تحلیل و بررسی آثار و اندیشه های «اكبر رادی» سخن گفتند. در این نشست كه دوم بهمن ماه با حضور جمعی از هنرمندان و نویسندگان در مركز هنر پژوهشی نقش جهان برگزار شد، سیمین بهبهانی شاعر بعد از یادآوری خاطرات خود با اكبر رادی گفت: رادی روح بزرگی داشت و جزو معدود كسانی است كه فقط نمایش نامه نوشت و من به تمام سال هایی كه با او دوست بودم افتخار می كنم. او در ادامه شعری را كه بعد از مرگ اكبر رادی سروده بود، برای حاضران خواند: مهربانان همه رفتند و تو هستی ای دل وه چه هستی كه به خون غرقه نشستی ای دل در تو دیگر نتوان روی دل آرایان دید تو همان آینه هستی كه شكستی ای دل بود تقصیر ز تقدیر كه از همسفران این چنین رشته ی پیوند گسستی ای دل .... بهزاد قادری استاد و پژوهشگر تئاتر و زبان های خارجی در سخنانی با عنوان «نگاهی گذرا به نگاه رادی به تاریخ: نبوغ و فقر» درباره ی این نمایشنامه نویس برجسته ی ایرانی سخن گفت. او در این نشست عنوان كرد: رادی در نمایشنامه ی «لبخند با شكوه آقای گیل» به واكاوی پدیده ی نبوغ و نابغه پروری می پردازد. پدیده ای كه در فرهنگ ما سنت دیرینه ای دارد اما در دهه چهل شكل تازه ای پیدا می كند. او اضافه كرد: این نمایش نامه برای من درب سیستم آموزش و پرورش و آموزش عالی در ایران است، یعنی پیش از اینكه در این نمایشنامه متن شروع شود، ما با یك متن رو به رو هستیم. قادری به ویژگی های این نمایشنامه اشاره كرد و افزود: اكبر رادی به خوبی جامعه را در نمایشنامه ی خود نشان داده است. این پژوهشگر در ادامه خاطرنشان كرد: در زمانه ای كه دامنه ی فقر گسترده می شود یك مُشت تازه به دوران رسیده ی نوكیسه تصمیم دارند، برای خودشان نبوغ بسازند و ما در این اثر این آدم ها را می بینیم كه نوابغی در میانشان وجود دارد كه می خواهند دنیا را عوض كنند و این همان آغاز فاشیسم در آموزش و پرورش ماست و این معضلی است كه رادی آن را دید و در این اثر این موضوع را پیش بینی كرد. قطب الدین صادقی كارگردان و پژوهشگر تئاتر نیز درباره ی «رادی درام نویس واقع گرا» سخن گفت و ادامه داد: قطعا بعد از رادی محال است كه تئاتر سقوط كند، اما متاسفانه این روزها و در نبود او، هنر تئاتر هر روز بیشتر از قبل تنزل پیدا می كند. وی سپس با اشاره به ۱۰ سردمدار تئاتر ایران در دهه ی چهل كه تئاتر ایرانی را بشارت دادند، گفت: بیژن مفید، نویدی، نعلبندیان و ساعدی خیلی زود چهره در خاك كشیدند و بهرام بیضایی با تمام پركاری خود به سینما كوچ كرد. اسماعیل خلج به تلویزیون رفت، یلفانی، مكی، یلفانی و فُرسی هم مهاجرت كردند. و در این میان اغراق آمیز نگویم، تنها اكبر رادی باقی ماند كه با ارتقا و شایستگی چهل سال بی وقفه در عرصه ی ادبیات نمایشی قلم زد و چیزی برای ما به ارث گذاشت كه تئاتر واقع گرای ایرانی است. صادقی اضافه كرد: رئالیسم رادی تحلیلی و انتقادی است، یعنی در عین حال كه از انسان امروز سخن می گوید، چارچوب دقیق تاریخی را كه آن انسان در آن قرار دارد با نگاهی عمیق بررسی می كند پس در آن تطبیق قهرمان با محیط و اولویت ُبعد جامعه شناسی آثارش به بعد روان شناسی مورد توجه است. این كارگردان تئاتر خاطرنشان كرد: وقتی به سرمنشاء و الهام اكبر رادی برای خلق چنین آثاری می پردازیم، چهره ی «هنریك ایبسن» و «چخوف» برای ما زنده می شود. صادی با اشاره به تاثیرات چخوف بر آثار رادی ادامه داد: «رادی» نوستالژی گیلان ویران از دوره ای كه از رونق افتاده و توام با مرگ است را از «چخوف» به ارث گرفته است و این آدم های منفعل و مبتذل در آثار رادی دقیقا مثل آدم های نمایش های «چخوف» هستند. او ادامه داد: آنچه رادی از «ایبسن» گرفته است، خطوط درشت حوادث اجتماعی است كه یك نوع ریزه كاریهای جامعه شناسانه نیز همراه دارد و رئالیسم رادی رئالیسمی عمیقا ایرانی و گیلانی است، ولی دایره ی توسعه ی معنایی او به گونه ای است كه تمام فضای فرهنگی جامعه را نشان می دهد. صادقی شخصیت های نمایش های رادی را كاملا دراماتیك معرفی كرد و افزود: در آثار او هیچ شخصیتی را پیدا نمی كنیم كه در پس بحران های اجتماعی نباشد و این را هم رادی از «چخوف» وام گرفته است، یعنی هرگز در دام شخصیت نیافتاده است و در تمام آثار او مثل «چخوف» می توان تضاد قهرمانان را كه مربوط به دوران بعد از قهرمانی است را مشاهده كرد. كارگردان نمایش «عادل ها» اضافه كرد: ایمان اجتماعی و خوشبینی نسبت به آینده در هیچ كدام از این شخصیت ها دیده نمی شود، زیرا كه رادی درباره روشنفكرانی می نویسد كه متعلق به بعد از بحران روشنفكری هستند و در این دوره پدیده روشنفكری مایوس در دل خانواده ها و سپس در دل جامعه نمود پیدا كرده است پس قهرمانان «رادی» روشنفكران متزلزلی هستند كه حتی قدرت برنامه ریزی را هم ندارند و نمی توانند چیزی را در این دنیا از آن خود كنند. این مدرس دانشگاه متذكر شد: به واسطه ی چنین ویژگی هایی، شخصیت های «رادی» زیاد صحبت می كنند كه این پُرگویی ناشی از نبود عمل است و از این جهت نمایشنامه های رادی جزو پرگوترین درام های ایرانی هستند. او با اشاره به زبان در نمایشنامه های رادی توضیح داد: زبان رادی پالوده و دارای رگه های شاعرانه و پر از طنز است كه یك دست، خوش تراش، غنی و دارای تصاویر زیبا است. او در پایان این نشست با تاكید بر شخصیت اخلاقی ویژه ی اكبر رادی عنوان كرد: رادی یك آدم اخلاق گرا و معتقد به اصول و ارزش ها بود، او هیچ گاه استقلال و خوش فكری خود را از دست نداد و تن به كار سفارشی، مناسبتی و میان پرده ای نداد، بلكه با اعتقاد نوشت، تحمل كرد و در برابر هیچ تبعیض و بی عدالتی سر فرود نیاورد. او به مانند تمام آثارش متین، عادل، اصیل و نجیب بود. عطاالله كوپال در بخش دوم این نشست، درباره ی «اكبر رادی و درام مدرن» سخن گفت و افزود: حرف زدن از «رادی» همچون سرودن از جاودانگی است، پس باید بررسی كرد كه چرا رادی جاودانه است. او اضافه كرد: ظهور درام مدرن در نیمه ی دوم قرن ۱۹ پاسخی به تحولات شگرف اجتماعی آن سده پرتلاطم و آشوب بود كه درام مدرن از دل ملودرام های نازل بیرون آمد و مسائل اجتماعی اواخر قرن ۱۹ را بیان كرد و تجارب خود را به افرادی چون «چخوف»، «میلر» و «اونیل» در قرن ۲۰ منتقل كرد. كوپال تصریح كرد: این نویسندگان دنیایی را نشان می دادند كه بعد از انقلاب صنعتی انسان ها را در میان خود می بلعید و از میان چرخ دنده های زندگی شهری عبور می كرد. آنها به زندگی شهری می پرداختند و حتی در آثاری كه رنگ روستا در دل آن دیده می شد. شاهد حضور روستانشینانی بودیم كه از مصایب حاشیه شهر از پا در آمده بودند و مورد تهاجم و تجاوز واقع شده بودند، پس مهم ترین توانایی این نویسندگان خلق شخصیتهایی بود كه آینه زمانه بودند. او سپس به رادی اشاره كرد و توضیح داد: اكبر رادی خلف این درام نویسان مدرن بود كه نوری نوین و چراغی پر پرتو در كنار آن ها داشت و در تمام آثار ابتدایی خود از شیوه ی رئالیستی قدما و اصناف خود پیروی كرد، ولی نمایشنامه های او در عین حال یك ویژگی مدرن هم داشت. كوپال تصریح كرد: او در آثارش فضای شهری را آفرید و برای شناخت ایران در دهه پنجاه تا ۷۰ و تا زمانی كه رادی نوشت، می توان ایران را با آثار او شناخت و بر آن بود كه درام مدرن به معنای لغوی كلمه را بی آفریند. این مدرس تئاتر اضافه كرد: آدم های رادی كشاكش بزرگی را با هستی به نمایش می گذارند، به همین دلیل هم هیچ كدام از كارهای رادی شبیه به هم نیست و این همان معنای مدرن بودن است. او با اشاره به آثار ۱۵ سال آخر عمر اكبر رادی گفت: در این آثار رادی قالب ها را شكست و از چیزی كه در رمان نویسی آخر قرن بیستم به عنوان تكنیك جریان سیال ذهن نامیده می شد، جریان سیال زمان را شكست. او سپس با تكیه به سخن رادی مبنی بر این كه در هر اثری یك راز وجود دارد گفت: اگر این جمله را بپذیریم، بر ما واجب است كه رازهای نمایشنامه های رادی را استخراج كنیم. زیرا كه او از دل زبان محاوره ای كوچه و بازار یك ادبیات خلق كرد و این راز ماندگاری رادی است. در بخش دیگری از این نشست صدرالدین شجره درباره ی زبان در آثار رادی سخن گفت: او عنوان كرد زبان برای رادی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و البته این توجه به این معنا نیست كه او از ادوات و عناصر مورد اهمیت دیگر كه در نمایش ملاك است باز بماند، به همین دلیل هم طی دو سال اخیر به بحث و تحقیق درباره ی زبان در آثار رادی پرداختم و به بررسی آثار او دست زدم كه قطعا نتیجه آن انتشار كتابی است كه مقدمه آن را برای شما می خوانم. او اضافه كرد اكبر رادی از انقلاب مشروطه به بعد اگرچه به همه نویسندگان آن زمان مدیون بود، اما از همه پیشرو تر و بهتر و نمایشی تر و قانون مدارانه تر رفتار كرد و از این جهت، او یك دیالوگ پرداز خبره و كارآمد است. او در پایان گفت: رادی تاكید داشت كه نمایشنامه می نویسد تا دیده شود و تنها در شرایطی كه فرصتی برای دیده شدن نیست، نمایشنامه های او به خوبی خواندنی هم هستند. در پایان این نشست هادی مرزبان كه سابقه ی اجرای ۹ اثر از نمایش نامه های اكبر رادی را دارد، عنوان كرد: رادی آنقدر عظمت دارد كه اسم او هیچ گاه به فراموشی سپرده نمی شود و این یك ربع قرن همكاری من با رادی افتخار بزرگی است. زیرا زمانی كه رادی را از دست دادم تازه متوجه شدم كه او كیست. مرزبان اضافه كرد: همیشه به اكبر رادی می گفتم كه باید ۱۰ اثر از شما را به صحنه ببرم، اما در آن زمان نمی دانستم كه قرار است در شرایطی دهمین اثر او را اجرا كنم كه او در میان ما نیست. این كارگردان تئاتر اضافه كرد: هر گاه نمایشی از او را اجرا كردم، انگار بخشی از دردها و دغدغه هایم را به او گفتم و آدم هایی كه رادی خلق كرده بود، تمام افرادی بودند كه من هر روز در كنار خود شاهد حضور آنها بودم. در پایان این نشست، لوح یادبود فرهنگستان هنر به حمیده بانو عنقا (همسر اكبر رادی ) اهدا شد. عنقا با تشكر از تمام حاضران گفت: قبول كنید در شرایطی نیستم كه آن طور كه در خور رادی و در شان شماست، سخن بگویم تنها امیدوارم كه بتوانیم دنباله روی خواسته های اكبر رادی باشیم، اگر او را در ادبیات نمایشی ایران قبول داریم. در این نشست هنرمندانی چون نجف دریابندری، محمود دولت آبادی، جواد مجابی، جمشید لایق، اسماعیل خلج، حمید مظفری و .... حضور داشتند.
