نقد و بررسی آثار اکبر رادی
نقد ، بررسی نمایشنامه و مطالعه تطبیقی آثار اکبر رادی
شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۰
نگاهی به نمایشنامه”پلكان“اثر اكبر رادی
پلكان یك تراژدی اجتماعی و واقعگراست كه در پنج تابلوی به هم پیوسته تنظیم شده است.
نمایشنامه”پلكان“به قلم اكبر رادی در سال 1361 نوشته و در سال ١٣٧٥ بازنویسی و پرداخت شده است. این نمایشنامه درباره پروسه شكل گیری یك سرمایهدار از آغاز تا لحظه فروپاشی اوست.
پلكان یك تراژدی اجتماعی و واقعگراست كه در پنج تابلوی به هم پیوسته تنظیم شده است. در تابلوی اول،” آن شب بارانی “كه در تابستان ١٣٣٣ و روستای پسیخان رشت میگذرد، شاهد دزدی گاو شیرده آقا گل هستیم. او با این گاو و كشت بادام چرخ زندگیاش را میچرخاند كه همزمان با پوكی بادامها و دزدیده شدن گاوش چارهای جز پذیرش سرنوشت تراژیك تحمیل شده بر خود نخواهد داشت.
در ادامه در مییابیم كه بلبل فروشنده دوره گردی است كه گاو آقا گل را دزدیده و از فروش آن ٣٠٠ تومان به جیب میزند . تابلوی دوم،در همان روستای پسیخان و پاییز١٣٣٥، بلبل صاحب دكه جگركی شده و از حاج عمو كلوچهپز دختر ترشیدهاش را خواستگاری میكند، و این لحظه با طرد بمانی همراه میشود كه به او وعده زندگی مشترك داده است. بمانی هم در همین شب خود را در رودخانه غرق میكند. تابلوی سوم، ”زمستان شهر ما“ نام دارد كه در دكان دوچرخه سازی بلبل و زمستان ١٣٤١ میگذرد. بلبل حالا كه داماد حاج عمو شده و با فروش خانه در حال ویران حاج عمو برای خود دكان دوچرخهسازی و دوچرخه فروشی راه انداخته است. او در این دكان به دادوستد و بیشتر به سركیسه كردن آدمها مشغول است. در حالیكه زن شاگردش اسكندر از شدت درد و به دلیل نداشتن 500 تومان میمیرد . تابلوی چهارم به نام ” آفتاب برای سلیمان “در آغاز بهار ١٣٥٠ و دفتر ساختمانی بلبل در گلسار رشت شكل میگیرد. بلبل مردی به نام سلیمان را در مستراح ساختمان در حال احداث حبس میكند، به این دلیل كه او در برابر چشم دیگر كارگردان اعتراض كرده كه با هیجده تومان نمیتوان شكم شش سرعائله را سیر كرد. در این بین چند كارگر وساطت میكنند كه بلبل سلیمان را از مستراح آزاد بكند تا خون در رگهایش جریان بیابد و از سرماخوردگی احتمالی جان سالم در آورد. اما بلبل از پلیس كمك میخواهد تا آشوب كارگران را سركوب كند، و در نهایت جسد یخزده سلیمان را سوار بر فرغون به داخل دفتر ساختمانی بلبل میآورند و..... در تابلوی پنجم كه مكث نام دارد و مربوط به تابستان 1357 و خانه ویلایی بلبل در فرمانیه تهران میشود، بلبل درصدد است تا با وصلت پسرش سعید با ثریا آهنچی ارتباط مالی و امكان سرمایهدار شدن خود را بیش از پیش گسترش دهد. بلبل كه سابقه سكته دارد این بار نیز با توجه به بی تفاوتی فرزندش سعید حرص میخورد، و دقایق آخر را با پاشویه یحیی، نوكر وفادارش سپری میكند. در حالیكه میپندارد یحیی میخواهد او را با كارد میوهخوری بزند. در حالیكه یحیی مظلومانه خود را عقب میكشد تا فقط شاهد سقوط و فروپاشی یك سرمایهدار باشد. سرمایهداری كه بارها به اعضای خانوادهاش ضربه زده است.
سه قطعه عكس
اكبر رادی برای آنكه به واقعگرا بودن اثرش صحه بگذارد، در ابتدای نمایشنامه پلكان مقدمهای نوشته كه در آن اشاره به رسیدن سه قطعه عكس متفاوت از رشد و شكوفایی یك سرمایه دار میكند . این عكسها را دانشجویی بدون نام برایش میفرستد و رادی پس از مدتها فكر كردن درباره برداشت و تفسیر خود از آنها به طرح و نوشتار پلكان میرسد. رادی هم سعی برآن دارد كه با آوردن ادله ی فراوان پیشرفت و رشد اقتصادی بلبل را مرتبط با تحمل و ابراز تجربههای ستمگرانه تلقی كند. بلبل ریشه در اصالت فردی و اجتماعی ندارد، یك آدم بی بوته است كه برای گریز از تحقیرهای رایج دست به هر جنایت و خیانتی میزند. او برای آنكه به اسم و رسمی برسد، از فروپاشی همگان چشم میپوشد بی آنكه بداند خود نیز روزی بی آنكه بهرهای از اندوختههایش ببرد، در دام فروپاشی گرفتار خواهد شد. رادی برای آنكه ادلهاش منطبق با واقعیت باشد، از آدمهای قابل لمس و حقیقی میخواهد در تابلوهای نمایشنامه حضور داشته باشند. آدمهای روستایی و كارگر، آدمهای دلال صفت و مال اندوز، آدمهای روشن و آگاه و آدمهای ظالم و ویرانگر كه هر روز در چهار گوشه دنیا قابل مشاهده هستند، و انگار تركیب و ساختار دنیا طوری است كه با گذر زمان باز هم همین اتفاقات به گونهای دیگر در حال جریان است. آدمهای حقیقی رادی به زبان كوچه و بازار حرف میزنند، و مطمئناً نمایشنامه نوشتن هم سختیاش در باز آفرینی همین دیالوگهای روزمره است. آرمن ارمنی، علیوف آذری، پخدوز دلال، حاج عموی بازاری، سید جاهل مسلك، مشدی آقای كاسب، سعید روشنفكر و بلبل تازه به دوران رسیده و غیره از جمله افرادی هستند كه هر یك بنابر دایره واژگان منحصر به خود در صحنه ابراز وجود میكنند، تا از تلاقی و چالش این دیالوگها طرح و توطئه نمایشی شكل بگیرد، و همه چیز به دور از قضاوت و داوری مستقیم نویسنده در مقابل دیدگان تماشاچی( خواننده )قابل تفسیر و تامل گردد. رادی بر آن است تا در زمان نگارش دیالوگها بی آنكه بخواهد یكسو نگری نماید، با استفاده از واژگان متنوع و مطلوب اختیار را به شخصیتهای نمایشی می دهد تا در شكلگیری درام حضور مؤثری داشته باشند. در پلكان بلبل كه بعدها مشهور به مهندس مسعود تاج میشود، به عنوان یك ضد قهرمان مسبب ویرانی آدمهای زیادی است. قهرمانهای ستمدیده پلكان از قشر پایین دست جامعه هستند كه برای خروج از ستم پذیری راهی جز طغیان و شورش ندارند. چنانچه در دو تابلوی 4 و 5 شاهد آشوب كارگران و كلیت جامعه (انقلاب ٥٧ ) هستیم.
یك تراژدی مدرن و امروزی
پلكان را باید یك تراژدی مدرن و امروزی در نظر گرفت، برای آنكه در این متن زندگی غمگنانه ی عدهای آدم بیچاره را میبینیم كه در چنبره ی خود خواهیها و خود مداریها یك آدم نوكیسه و ویرانگر گرفتار شدهاند. آنچه در پلكان شكل میگیرد، موقعیتی قابل انطباق با مسایل و بحرانهای اقتصادی معاصر كشورمان است. در دهه٣٠ ،٤٠ و ٥٠ خورشیدی عدهای از نوكیسگان جامعه بی آنكه توجهای به له شدن عدهای از بیچارگان جامعه داشته باشند، برای رسیدن به رشد اقتصادی از هر حركت ویرانگرانهای چشم نمیپوشیدند.
چنانچه در آن سالها آدمهای نوكیسه و تازه به دوران رسیده مثل گیاهان خود رو در هر شهری متولد و رشد میكردند. با آغاز انقلاب 57 نیز همان ها سرمایه وطن را به اقصی نقاط دنیا بردند تا در خوشیهای خود شاهد رنج دیگران باشند.
نمیتوان مستقیماً رادی را به جریان چپ وابسته دانست، اما او با نگاهی متعهد و مسوولانه در آثارش همه را نسبت به روابط اشتباه و اختلافات طبقاتی آگاه میسازد. او در پلكان و صیادان بیشتر به این مسأله دامن میزند، و دیدگاهی كاملاًسوسیالیستی با طغیان كارگران برای رسیدن به عدالت اجتماعی دارد. آنچه رادی میگوید برای همه قابل پذیرش است چون واهی و پوچ نیست. او به درك درستی از واقعیتهای روزمره رسیده و بی آنكه بخواهد تحلیل خود را با آب و تاب دروغین و كاذب همراه كند، در بستری حقیقی تجربه مردم را به آنان واگویه میكند. او نمیخواهد مانیفست سیاسی صادر كند بلكه همه را نسبت به فراز و نشیبهای اجتماعی آگاه می سازد ، تا برقراری عدالت اجتماعی خود را از مصائب و بلایای رایج دور سازند. پلكان یكی از زیباترین آثار متعهدانهای است كه برای ایران وایرانیان نوشته شده است وهمین یك اثر نیز میتواند به محكمی دلالت بر مسوولیت اجتماعی و دلسوزی رادی داشته باشد.
نمایشنامه”پلكان“به قلم اكبر رادی در سال 1361 نوشته و در سال ١٣٧٥ بازنویسی و پرداخت شده است. این نمایشنامه درباره پروسه شكل گیری یك سرمایهدار از آغاز تا لحظه فروپاشی اوست.
پلكان یك تراژدی اجتماعی و واقعگراست كه در پنج تابلوی به هم پیوسته تنظیم شده است. در تابلوی اول،” آن شب بارانی “كه در تابستان ١٣٣٣ و روستای پسیخان رشت میگذرد، شاهد دزدی گاو شیرده آقا گل هستیم. او با این گاو و كشت بادام چرخ زندگیاش را میچرخاند كه همزمان با پوكی بادامها و دزدیده شدن گاوش چارهای جز پذیرش سرنوشت تراژیك تحمیل شده بر خود نخواهد داشت.
در ادامه در مییابیم كه بلبل فروشنده دوره گردی است كه گاو آقا گل را دزدیده و از فروش آن ٣٠٠ تومان به جیب میزند . تابلوی دوم،در همان روستای پسیخان و پاییز١٣٣٥، بلبل صاحب دكه جگركی شده و از حاج عمو كلوچهپز دختر ترشیدهاش را خواستگاری میكند، و این لحظه با طرد بمانی همراه میشود كه به او وعده زندگی مشترك داده است. بمانی هم در همین شب خود را در رودخانه غرق میكند. تابلوی سوم، ”زمستان شهر ما“ نام دارد كه در دكان دوچرخه سازی بلبل و زمستان ١٣٤١ میگذرد. بلبل حالا كه داماد حاج عمو شده و با فروش خانه در حال ویران حاج عمو برای خود دكان دوچرخهسازی و دوچرخه فروشی راه انداخته است. او در این دكان به دادوستد و بیشتر به سركیسه كردن آدمها مشغول است. در حالیكه زن شاگردش اسكندر از شدت درد و به دلیل نداشتن 500 تومان میمیرد . تابلوی چهارم به نام ” آفتاب برای سلیمان “در آغاز بهار ١٣٥٠ و دفتر ساختمانی بلبل در گلسار رشت شكل میگیرد. بلبل مردی به نام سلیمان را در مستراح ساختمان در حال احداث حبس میكند، به این دلیل كه او در برابر چشم دیگر كارگردان اعتراض كرده كه با هیجده تومان نمیتوان شكم شش سرعائله را سیر كرد. در این بین چند كارگر وساطت میكنند كه بلبل سلیمان را از مستراح آزاد بكند تا خون در رگهایش جریان بیابد و از سرماخوردگی احتمالی جان سالم در آورد. اما بلبل از پلیس كمك میخواهد تا آشوب كارگران را سركوب كند، و در نهایت جسد یخزده سلیمان را سوار بر فرغون به داخل دفتر ساختمانی بلبل میآورند و..... در تابلوی پنجم كه مكث نام دارد و مربوط به تابستان 1357 و خانه ویلایی بلبل در فرمانیه تهران میشود، بلبل درصدد است تا با وصلت پسرش سعید با ثریا آهنچی ارتباط مالی و امكان سرمایهدار شدن خود را بیش از پیش گسترش دهد. بلبل كه سابقه سكته دارد این بار نیز با توجه به بی تفاوتی فرزندش سعید حرص میخورد، و دقایق آخر را با پاشویه یحیی، نوكر وفادارش سپری میكند. در حالیكه میپندارد یحیی میخواهد او را با كارد میوهخوری بزند. در حالیكه یحیی مظلومانه خود را عقب میكشد تا فقط شاهد سقوط و فروپاشی یك سرمایهدار باشد. سرمایهداری كه بارها به اعضای خانوادهاش ضربه زده است.
سه قطعه عكس
اكبر رادی برای آنكه به واقعگرا بودن اثرش صحه بگذارد، در ابتدای نمایشنامه پلكان مقدمهای نوشته كه در آن اشاره به رسیدن سه قطعه عكس متفاوت از رشد و شكوفایی یك سرمایه دار میكند . این عكسها را دانشجویی بدون نام برایش میفرستد و رادی پس از مدتها فكر كردن درباره برداشت و تفسیر خود از آنها به طرح و نوشتار پلكان میرسد. رادی هم سعی برآن دارد كه با آوردن ادله ی فراوان پیشرفت و رشد اقتصادی بلبل را مرتبط با تحمل و ابراز تجربههای ستمگرانه تلقی كند. بلبل ریشه در اصالت فردی و اجتماعی ندارد، یك آدم بی بوته است كه برای گریز از تحقیرهای رایج دست به هر جنایت و خیانتی میزند. او برای آنكه به اسم و رسمی برسد، از فروپاشی همگان چشم میپوشد بی آنكه بداند خود نیز روزی بی آنكه بهرهای از اندوختههایش ببرد، در دام فروپاشی گرفتار خواهد شد. رادی برای آنكه ادلهاش منطبق با واقعیت باشد، از آدمهای قابل لمس و حقیقی میخواهد در تابلوهای نمایشنامه حضور داشته باشند. آدمهای روستایی و كارگر، آدمهای دلال صفت و مال اندوز، آدمهای روشن و آگاه و آدمهای ظالم و ویرانگر كه هر روز در چهار گوشه دنیا قابل مشاهده هستند، و انگار تركیب و ساختار دنیا طوری است كه با گذر زمان باز هم همین اتفاقات به گونهای دیگر در حال جریان است. آدمهای حقیقی رادی به زبان كوچه و بازار حرف میزنند، و مطمئناً نمایشنامه نوشتن هم سختیاش در باز آفرینی همین دیالوگهای روزمره است. آرمن ارمنی، علیوف آذری، پخدوز دلال، حاج عموی بازاری، سید جاهل مسلك، مشدی آقای كاسب، سعید روشنفكر و بلبل تازه به دوران رسیده و غیره از جمله افرادی هستند كه هر یك بنابر دایره واژگان منحصر به خود در صحنه ابراز وجود میكنند، تا از تلاقی و چالش این دیالوگها طرح و توطئه نمایشی شكل بگیرد، و همه چیز به دور از قضاوت و داوری مستقیم نویسنده در مقابل دیدگان تماشاچی( خواننده )قابل تفسیر و تامل گردد. رادی بر آن است تا در زمان نگارش دیالوگها بی آنكه بخواهد یكسو نگری نماید، با استفاده از واژگان متنوع و مطلوب اختیار را به شخصیتهای نمایشی می دهد تا در شكلگیری درام حضور مؤثری داشته باشند. در پلكان بلبل كه بعدها مشهور به مهندس مسعود تاج میشود، به عنوان یك ضد قهرمان مسبب ویرانی آدمهای زیادی است. قهرمانهای ستمدیده پلكان از قشر پایین دست جامعه هستند كه برای خروج از ستم پذیری راهی جز طغیان و شورش ندارند. چنانچه در دو تابلوی 4 و 5 شاهد آشوب كارگران و كلیت جامعه (انقلاب ٥٧ ) هستیم.
یك تراژدی مدرن و امروزی
پلكان را باید یك تراژدی مدرن و امروزی در نظر گرفت، برای آنكه در این متن زندگی غمگنانه ی عدهای آدم بیچاره را میبینیم كه در چنبره ی خود خواهیها و خود مداریها یك آدم نوكیسه و ویرانگر گرفتار شدهاند. آنچه در پلكان شكل میگیرد، موقعیتی قابل انطباق با مسایل و بحرانهای اقتصادی معاصر كشورمان است. در دهه٣٠ ،٤٠ و ٥٠ خورشیدی عدهای از نوكیسگان جامعه بی آنكه توجهای به له شدن عدهای از بیچارگان جامعه داشته باشند، برای رسیدن به رشد اقتصادی از هر حركت ویرانگرانهای چشم نمیپوشیدند.
چنانچه در آن سالها آدمهای نوكیسه و تازه به دوران رسیده مثل گیاهان خود رو در هر شهری متولد و رشد میكردند. با آغاز انقلاب 57 نیز همان ها سرمایه وطن را به اقصی نقاط دنیا بردند تا در خوشیهای خود شاهد رنج دیگران باشند.
نمیتوان مستقیماً رادی را به جریان چپ وابسته دانست، اما او با نگاهی متعهد و مسوولانه در آثارش همه را نسبت به روابط اشتباه و اختلافات طبقاتی آگاه میسازد. او در پلكان و صیادان بیشتر به این مسأله دامن میزند، و دیدگاهی كاملاًسوسیالیستی با طغیان كارگران برای رسیدن به عدالت اجتماعی دارد. آنچه رادی میگوید برای همه قابل پذیرش است چون واهی و پوچ نیست. او به درك درستی از واقعیتهای روزمره رسیده و بی آنكه بخواهد تحلیل خود را با آب و تاب دروغین و كاذب همراه كند، در بستری حقیقی تجربه مردم را به آنان واگویه میكند. او نمیخواهد مانیفست سیاسی صادر كند بلكه همه را نسبت به فراز و نشیبهای اجتماعی آگاه می سازد ، تا برقراری عدالت اجتماعی خود را از مصائب و بلایای رایج دور سازند. پلكان یكی از زیباترین آثار متعهدانهای است كه برای ایران وایرانیان نوشته شده است وهمین یك اثر نیز میتواند به محكمی دلالت بر مسوولیت اجتماعی و دلسوزی رادی داشته باشد.
نوشته شده توسط سید حسین بهادران
در 18:47 | لینک ثابت
•
